تبليغاتX
گلستان ایران

گلستان ایران

یادمان یک نشریه

اینم توضیحی در همین رابطه که به دوست نادیده ام خاک خیس دادم و ایشان لطف کرد و آنرا روی وبش گذاشت:

 

دوست گرامي خانم يا آقاي خاك خيس:

قطعا هيچ ايراني از فضاي متشنج و بسته ايجاد شده توسط دولت كنوني راضي نيست و اتهام و افترا به افراد كه گاها همراه با خشونت نيز هست اين تاسف را شدت مي بخشد . من هم به عنوان يك ايراني و بخصوص روزنامه نگاري كه در روزنامه هاي اصلاح طلب قلم مي زند از اين فضا كه بوي خشم و خشونت و گناه و توسعه نيافتگي و خفقان و وحشت مي دهد متاسفم و بيش و پيش از بسياري از دوستان اصلاح طلب در گلستان بار آن را بر دوش كشيده ايم كه تنها به ذكر چند نمونه آن بسنده مي كنم : 1- امروز در يك گردهمايي كه به همت كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران برگزار شد از بنده و 3 تن از روزنامه نگاران عرصه محيط زيست تجليل شد . قرار بود بانك كشاورزي اسپانسر اين برنامه باشد اما روابط عمومي اين بانك به يكي از دوستان گفت كه اگر اسم موسوي – جمشيدي – خورسند و قاسميان كه در روزنامه هاي اصلاح طلب كار مي كنند را در ليست گيرندگان جوايز نياوريد مي توانيم اسپانسر شما شويم .......
2- هر گاه به عنوان روزنامه نگار براي بيمه و .....به وزارت خانه هاي كار و ادارات بيمه مراجعه مي كنيم به محض عنوان شدن اينكه در اعتماد كار مي كنيم به جاي درست شدن كار طي يك ماه گاه تا 3-4 ماه پله هاي اين ادارات را بالا و پايين مي رويم .......
3- همسر من كه سردبير سايت سخنگوي دولت اقاي خاتمي بودند درست هنگامي كه نتايج انتخابات رييس جمهوري اعلام شد با آگاهي از شرايط امروز از اين سمت استعفا داد و ماند بسياري از عزيزان به اصطلاح اصلاح طلب كه نان را به نرخ روز مي خورند تا بمانند برخورد نكرد . حتي با داشتن 15 سال سابقه كار در روزنامه همشهري و رسمي بودن در اين نهاد به خاطر عدم تطابق فكري و سياسي خودش را بازخريد كرد و عطاي كار با اين گراميان را به لقايش بخشيد.
ديگر از انواع نامهرباني ها و مشكلات حرفه اي و سياسي كه دائما با آن سر و كار داريم نمي گويم . اما دوست گرامي عرض من اصلا دفاع از برخوردهاي غير اخلاقي اين دوستان با اقاي نورمفيدي و طيف ايشان نبود . من وقتي اطلاعيه آنها را در مجلات استان خواندم متاسف شدم و البته تعجب كردم كه اينها هنوز از تاريخ عبرت نگرفته اند . حتي شخص دكتر محمدي بعد از خواندن اطلاعيه فوق گفتند كه چنين برخورد هايي جاي شگفتي و تاسف دارد . اما عرض من اين بود :
شايد براي طيف ايت الله اين برخوردهاي حذفي جديد باشد اما براي بسياري از دگرانديشان گرگان مانند بچه هاي محمدي بسيار عادي است . هنوز يادمان نرفته كه در آن شهر چگونه در مراسم نماز جمعه مراسمي كه بايد مركز وفاق ديني و ملي باشد بر عليه نماينده قانوني مجلس شعار مي دادند . باور كنيد هنوز طنين صداي آنها در گوشم است : مرگ بر آمريكا . مرگ بر شوروي . مرگ بر منافق و امتي و محمد محمدی...

ومتاسفم كه حتي يكبار آيت الله نه تنها به آنها گوشزد نكرد كه حد اقل به قانون اساسي كه اين نماينده به آن سوگند ياد كرده و به شوراي نگهباني كه اعتبارنامه اين نماينده را –هرچند با مكث- تاييد كرده احترام بگذاريد و فحاشي نكنيد . اما ايشان نه تنها سكوت كردند و متاسفانه سكوتشان درست يا نا درست تعبير به رضايت شد بلكه به اطرافيانشان اجازه صدها عمل غير اخلاقي ديگر را نيز دادند .
هنوز به خاطر دارم چه بسيار كنكوري ها كه به خاطر طرفداري پدر مادرهايشان از دكتر محمدي رد شدند . چه بسيار افرادي كه از گزينش رد شدند و ......و معلوم نبود اگر بسياري ديگر از گرگان بيرون نمي آمدند و در تهران و يا شهرهاي بزرگ ديگر ادامه تحصيل نمي دادند امروز چه سرنوشتي داشتند .
حرف من اين نيست كه كار اصول گرايان درست است بلكه مي گويم " كسي كه باد بكارد طوفان درو مي كند " .
يكي از دلايل مخالفت امام علي با كشتن عثمان همين بود . ايشان مي گفت: خليفه كشي راه نيندازيد كه خشونت رسم مي شود" و همين طور هم شد . آيا مي دانيد علي پسرانش را بر در خانه عثمان به عنوان نگهبان گذاشته بود تا از ورود مخالفان خشمگين جلوگيري كنند؟ حال شما ببينيد كه آيت الله چه كرد ؟ ايستاد . سكوت كرد . همراهي كرد و لبخند زد و اصلا فكرش را هم نكرد كه روزي شخصي به نام خاتمي بگويد : " زنده باد مخالف من " و ايشان و بسياري ديگر در آن ديار هم ناچار به تاييد اين شعار شوند.
به هر حال حرفهايم طولاني شد هر چند تمام نشد . خيلي مايلم خدمت آيت الله برسم و به خودشان اينرا بگويم . و هر چند مي دانم ايشان هرگز امثال مرا به حضور نمي پذيرند .

در پايان توضيحي درباره بحث جنگل ها بدهم كه به آن اشاره كرده بودم . اتفاقا من هم معتقدم به هيچ عنوان اين برخوردهاي اصول گرايان از موضع احياي حقوق زيست محيطي مردم ناشي نمي شود كه آن طيف نيز خود صاحب پرونده هاي بسياري در اين زمينه است . اگر در استان گلستان به دليل حاكم نبودن، پرونده جنگل ها مال جناح اصول گرايان نيست در استان هاي ديگر مانند مازندران ، گيلان و بسياري از ديگر نقاط ايران فراوان از اين دست تخلف ها دارد .
به هر حال ما براي هر دو طيف آرزوي آرامش و سعه صدر و براي آيت الله نورمفيدي كه به لحاظ نظري بسيار به او نزديك تر هستيم نيز اميد سربلندي و صبوري داريم ؛ اما هيچيك از اينها باعث نمي شود كه خطاهاي سياسي و اجتماعي ايشان طي سه دهه را فراموش كنيم كه اگر ما نيز چنين كنيم ، تاريخ اينكار را نخواهد كرد كه به قول بزرگان " قانونمندي هاي تاريخ عوض شدني نيستند .

اما تمام حرفم این است که اینها نتیجه روش هایی است که خود ایشان و طیفشان برپا کرده اند . امیدوارم خداوند به هر جریانی که حاکم می شود انصافی بدهد که مانند برادران طاهری برخورد نکنند .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 12:8  توسط الهه موسوی  | 

اصلا قرار نبود در این مورد پستی بگذارم . این در واقع کامنتی بود که پای آخرین پست وبلاگ آقای رفعتی گذاشتم و دوستان گفتندکه اینو بگذارم روی وبلاگم....

 

 وبلاگزبان سبزیادداشتی را به نقل ازنشریه ای استانی منتشر کرده که در پاسخ می شود گفت : 

  ای کاش در بین طیف های متعددی که برشمرده شد نویسنده اشاره می کرد که دکتر محمدی گرگانی و طیف ایشان که از مبارزان پیش از انقلاب بودند و پس از انقلاب , آقای نورمفیدی همراه با راست سنتی و حتی بسیار تندروانه تر از آنها شروع به متهم کردن این طیف به مسائلی شدند که حال دامن خودشان را گرفته در کجای این تقسیم بندی قرار گرفته اند ؟

 آقای نورمفیدی بی توجه به  اصل صریح حقوق بشری  "زنده باد مخالف من " که سالها بعد از زبان خاتمی در آمد و خیلی ها را هیجان زده  کرد ( همانهایی را که تا آنروز خلاف آن حرکت می کردند ) با مخالفان خود در گرگان و استان برخورد می کرد .

از پرونده تخریب جنگل های ایشان که بگذریم ( هر چند برای من روزنامه نگار زیست محیطی قابل گذشت نیست اما قطعا در این مقوله نمی گنجد و در جای دیگر قابل بحث است ) ایشان بالاخره باید حاصل بذری را که خود کاشته درو کند . هر چند مسائل اخیر و توهین هایی که به ایشان و یارانشان شده متاسف کننده است و قابل دفاع نیست  اما آیا مخالفان ایشان مستحق این توهین ها بودند ؟ آنهم به صرف اینکه با نظرات ایشان مخالفند؟ آیا نماینده مجلس باید در پای منبر ایشان آنهم در خانه خدا که جایگاه مهر و عطوفت و امنیت است مورد لعن و نفرین -و نه نقد منصفانه- قرار می گرفت ؟ و آیا باید به خاطر مواضع قانونی در جایگاه نماینده مردم  که طبق قانون اساسی از مصونیت سیاسی برخوردار است دماغش شکسته می شد ؟؟!

دوست عزیز این آیه قرآن را دوباره نگاه کنید : " و بترسید از فتنه ای که چون بیاید تنها دامن گناهکاران را نخواهد گرفت ! "

هر چند دکتر محمدی آنقدر بزرگوار بود که هرگز بر علیه ایشان چیزی نگفت و حرکتی نکرد و همواره از طرفدارانش خواست که آرامش خود را حفظ کنند و حرکتی علیه هیچکس انجام ندهند و هرگز روحیه انتقام جویی را در آنها برنیانگیخت اما هیچ یک از اینها  عوارض طیبعی این مواضع و عمل اجتماعی طیف ایشان را خنثی نمی کند .   د رعلوم اجتماعی و سیاسی می گویند هر عمل اجتماعی مابه ازا و خروجی خاص خود را دارد که نمی توان از آن فرار کرد حتی اگر سالها به تعویق افتد .

ما هم امیدواریم  جوسازی علیه تمام انسان ها , طیف ها و گروه ها تمام شود و اصول گرایان محترم نیز  آتشی را نیفروزند که روزی دامن خودشان را  بگیرد , همچنانکه روزی جناح چپ امروز روشن کرد و مدتها خودش گرفتار شد . و در این میان آنچه بیش از همه صدمه می بیند صد البته منافع ملی است . 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:8  توسط الهه موسوی  | 

بانوی من !

یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست ـ یک روز عاقبت

نه با یک سفری یکروزه

نه با سفری بلند

                    بل با آخرین سفر!

یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست ـ یک روز عاقبت

نه با کلامی کم توشه از مهربانی

نه با سخنی سخت توبیخ کننده

                                  بل با آخرین سخن!

یک روز عاقبت قلبت را خواهم شکست ـ یک روز عاقبت

تو باید بدانی عزیز من

                          بایدبدانی که دیر یا زود ـ اما ٬ نه -چندان دیرـقلبت را خواهم شکست٬ و کاری جز این هم نمی توان کرد

اما اینک ٬ آنچه از تو می خواهم

این است که دل بر مرده ام نسوزانی ٬

اشک بر گورم نریزی٬ و خود را یکسره به اندوهی گران و ویرانگر نسپاری!  ....

چرا که من در این ۵۰ سال ٬ به همت تو بیش از هزار سال زندگی کرده ام ....

                                            آیا باز هم حق است که کسی بر مرده ام بگرید؟

با جهان شادمانه وداع می کنم با من عزادارانه وداع مکن!  

«بخشی از کتاب چهل نامه کوتاه به همسرم . اثر نادر ابراهیمی»

-----------------------------------------------

و این هم کتاب " بار دیگر شهری که دوست می داشتم " ٬ تصویری از شکوفایی و نابودی "دوست داشتن" در سرزمین سفال های خیس ٬ گرگان !

سالها پیش بود که این کتاب را خواندم و بازخوانی اش برمی گردد به سال ۱۳۷۷ در

"گلستان ایران" ٬ نادر ابراهیمی به طور غریبی با بسیاری از خاطرات خوبم عجین است  و جالب اینکه اولین کتابی که قبل از با سوادشدنم ٬ در سن ۶-۵ سالگی از داییم هدیه گرفتم از او بود .کتاب "بزی که گم شد " و متاسفانه این کتاب هرگز تجدید چاپ نشد و من هیچوقت موفق نشدم اون را دوباره داشته باشم.این کتاب به طور عجیبی با خاطرات نوستالوژیک ما ایرانی ها  تطابق داره و در اصل داستان "به یکباره به دست آوردن ها و بعد ناگهان از دست دادن ها"ست. شايد همين كتاب بود كه مرا با دنياي شيرين و بي انتهاي ادبيات آشنا كرد .

فردا ساعت ۹ صبح پیکر این نویسنده و فیلمساز بزرگ و مبارز را از مقابل خانه هنرمندان واقع در خیابان ایرانشهر شمالی تشییع می کنند .

 یک نکته دیگر اینکه در انتهای یکی از چند کتاب "آتش بدون دود " او خواندم که وصیت کرده بود در "ناهارخوران گرگان " و زیر یک سنگ سیاه ساده دفنش کنند ٬ چرا كه اين شهري بود كه او دوستش مي داشت ....

 حال اینکه آیا به این وصیت عمل می شود يا نه ؟ فردا معلوم خواهد شد .

dsc00012.jpg

عكس ها از "گرگان ما" www.gorganma.persianblog.ir

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:45  توسط الهه موسوی  | 

                                  می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

                                                        ستایش کردم ، گفتند خرافات است

                                                        عاشق شدم ، گفتند دروغ است

                                                         گریستم ، گفتند بهانه است

                                                         خندیدم ، گفتند دیوانه است

                                                       دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

                                                                       « دکتر علی شریعتی »

                                                              ( دفترهای سبز )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:52  توسط الهه موسوی  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 9:29  توسط الهه موسوی  | 

  

  شاید بسياري از شما ناصر پیروی را  نشناسد و از تلاش هايش براي حفاظت از منابع طبيعي حوزه تحت مديريتش بي خبر باشد ؛  اما تمام كساني كه از نحوه به  قتل رسیدن اين مدير متعهد با سفاكانه ترين شكل اطلاع دارند نه تنها به عنوان طرفداري از منابع طبيعي و نه تنها براي حفظ موقعيت محيط زيست و نگهبانان آن ، كه با هدف و رويكردي انساني  ، خواهان قصاص عاملان اين جنايت هولناك هستند و امروز پس از گذشت 3 سال از شهادت او ، از دستگاه قضایی کشور  مي پرسند : "برای مجازات قانوني جنایتکاران اين پرونده چه کرده اید ؟ "

 به طور قطع ، عدم پاسخگویی به این سوال می تواند چالشی بزرگ برای کشور ، قوه قضایی و در نهایت محیط زیست و منابع طبيعي  این سرزمین به حساب آید و عدالت طلبی دستگاه قضايي را  زير سوال ببرد.  

 اجراي حكم قضايي قاتلان شهيد ناصر پیروی رییس اداره منابع طبیعی ماسال گیلان كه سابقه اي طولاني در مبارزه با قاچاقچيان چوب و برخي مافياي زمين خوار داشت  و در اردیبهشت 84 توسط یک نظامي سپاه ، با تیغ موکت بری در جنگلهای گیلان سر بریده شد ، تنها یک نمونه از صدها مورد آزمونی است که دستگاه قضایی کشور ، برای اثبات عدالت محوری و قانون مداری با آن مواجه است .

   بااینکه قاتل پیروی در دادگاه ، به صراحت اعتراف به این قتل کرده و ائمه جمعه و برخی از نمایندگان استان گیلان نیزخواستاراجرای حکم چند بار صادر شده قصاص قاتلان و همدستانشان شده اند  ، این حکم به تایید دیوان عالی کشور نرسیده است . همان زمان  عموزاده مدير كل دفتر حقوقي سازمان جنگل ها  به روزنامه شرق گفته بود : « قاتلان شهيد پيروي كه يكي از آنها به همراه خانواده خود سابقه تصرفات و تجاوز هاي متععد به اراضي منابع طبيعي و جنگل هاي ماسال را داشته اند و همواره از طرف شهيد پيروي تحت پيگرد قانوني بودند در يك اقدام ناجوانمردانه و در حالي كه پيروي را روي زمين خوابانده بودند و به رغم اينكه سلاح گرم با خود داشتند با تيغ موكت بري سر او را از پشت بريدند . »

 

 آیا  اینگونه جرائم  نمی توانند امنیت ملی  و سرنوشت منابع طبيعي  کشور را به خطر اندازند ؟ در حالی که کوچکترین حرکت از سوی افراد معترض حتی در حوزه های غیر سیاسی و صرفا صنفی٬ تهدید علیه امنیت ملی تلقی می شود؟؟؟!!!!! 

 حتی فرود شريفي معاون وزير جهاد كشاورزي و رييس سازمان جنگل ها ٬ در مراسم  سومين سالگرد شهادت پيروي تاكيد كرد  "قوه قضاييه بايد به شدت با معترضان به انفال برخورد كند ." او بر مزار پيروي ٬جنگلبانان را "حافظان انفال و اموال در اختيار امام زمان (عج) " ناميد  و گفت : " با توجه به اينكه پيروي مظلومانه شهيد شد قصاص قاتلان وي بخش كوچكي از مشكلات را حل مي كند .

  

 حال پرسش اين است كه اين سربازان انفال و اموال تحت اختيار امام زمان ،  اگر بخواهند با كساني كه بر روی زمین های در محدوده طرح  مصوب شده "صیانت از جنگلهای شمال کشور "  ادعای مالکیت کند  از قانون و مصوبه دولت جمهوری اسلامی دفاع کنند و در این راه نه تطمیع  کارساز باشد و نه تهدید  و عاقبت سرشان  در این راه بریده شود مقصر کیست ؟ قاتل یا مقتول ؟! و آیا نباید با این قانون شکنان برخورد کرد؟

 

   بر اساس آمارهاي رسمي تنها از سال 1360  بيش از 400 جنگلبان براي حفاظت از منابع طبيعي و جنگل ها  به دست متخلفان ، جنگل خوران و زمينخواران به روشهاي غير انساني كشته شده اند كه برخورد قانوني با متخلفان قطعا مي تواند از اين رقم بكاهد .  

 

    به نظر مي رسد این یک آزمون جدی الهی ، انسانی و قانونی است كه قوه قضاييه تنها با اجراي قانون و عدالت  مي تواند از آن سربلند بیرون بیایید و با سهل انگاری و چشم پوشی از اجرای درست قوانین ،نگذارد تخلف و آدم کشی به منظور سوء استفاده از منابع ملی و طبیعی کشور به یک "روش و شیوه " تبدیل شود  و سربازان انفال قرباني آن شوند که اگر اینگونه شد  پیامدهای آن ،  امنيت ملي كشور را به مخاطره خواهد انداخت و آثار آن دامن همه را خواهد گرفت .  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:15  توسط الهه موسوی  | 

دکتر معصومه ابتکار رئيس سابق سازمان محيط زيست و عضو شوراي شهر تهران در گفت وگو با اعتماد
مصوبه جاده ابر مغاير برنامه چهارم است
گروه اجتماعي ،الهه موسوي؛موافقت کميسيون زيربنايي دولت با «احداث جاده زرين گل» در محور شيرين آباد به ابر در شرق استان گلستان با وجود تمام مخالفت هاي انجام گرفته از سوي کارشناسان، حرکت عليه برنامه چهارم توسعه اقتصادي - اجتماعي محسوب مي شود. همانجا که اين برنامه تاکيد مي کند حفظ زيستگاه ها و مناطق حساس وظيفه دولت و سازمان محيط زيست است. اين تاکيد در چند اصل اين برنامه تکرار شده است؛ اما تامين منافع عده يي خاص در موضوع احداث جاده ابر باعث شد تا دولت مجدداً با اين طرح موافقت کند. هرچند تاکيد مديرکل محيط زيست سمنان اين بود که «مصوبه دولت درباره جاده ابر تفسير به راي شده» و مصوبه فوق تنها ارتقاي راه موجود بوده نه ايجاد راه جديد؛ اما به هرحال مناقشات پيش آمده، تفاسير جديدي را نيز در پي خود آورد که دکتر معصومه ابتکار رئيس سازمان محيط زيست در دولت خاتمي و عضو کنوني شوراي شهر تهران به سوال هاي اعتماد در اين باره پاسخ داد.

-آيا کميسيون زيربنايي دولت از نظر تخصصي اين توان را دارد که درباره مسائل کارشناسي در حوزه محيط زيست از جمله جنگل ابر تصميم بگيرد؟

تصميم در مورد اينگونه مسائل که قرار است اجراي آن در داخل محيط طبيعي، زيستگاه حساس و مناطق جنگلي عبور کند به عهده دستگاه ذي ربط است و چون اختيار مناطق چهارگانه طبق قانون بر عهده سازمان محيط زيست است، تصميم نهايي هم با آنهاست؛ مگر در مواردي که تفاوت ديدگاه بين دستگاه هاي توسعه يي مثل راه يا نفت مدنظر باشد که براي حل اختلاف به مراجع مختلف ارجاع داده مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 12:5  توسط الهه موسوی  | 

 

 

دو سه روز مانده به عيد بود كه دوستي از سازمان جنگل ها  تلفن زد و گفت: " چه نشسته ايد كه قرار است جاده جنگل ابر ساخته شود ." من انگشت حيرت به دهان ، از خبري گفتم كه چند روز پيش از آن ، از دادستاني كل كشور رسيده بود و ما توي روزنامه كار كرده بوديم. خبر اين بود كه دادستان كل كشور از دادستان گرگان خواسته كه ميزان هزينه ها و تخريب هاي احداث جاده ابر را محاسبه كنند و در صورت جدي بودن و گسترده بودن اين صدمات ، جلوي اجراي اين پروژه را بگيرند .

  وقتي به اين دوست محترم  اين خبر را يادآوري كردم  او باخونسردي گفت : " چقدر شما خوش باوريد ! اين بازي از اساس براي  اين شروع شده كه سر شماها را گرم كنند  تا فعلا سكوت كنيد و آنها كار خودشان را انجام دهند " . طوري حرف مي زد انگار كه بارها و بارها اين نمايش را تجربه كرده و نه خبرهايي از اين دست خوشحالش مي كند و نه اقداماتي اينچنين اميدوارش!

  از اينكه بالاخره يكي پيدا شد و به روزنامه نگارها گفت "خوش باور" ذوق زده شدم  و در جوابش  گفتم : اينقدر بدبين نباشيد ؛ شما با اين بدبيني دست ماها را هم از پشت بسته ايد! به هر حال كاري نمي شود كرد . بايد صبر كرد تا نتيجه اقدام دادستاني گلستان مشخص شود .

 بعد از گذشت دو ماه ، عصر يكشنبه بود كه خبر موافقت كميسيون زيربنايي دولت با احداث جاده ابر را شنيدم . بهت زده با آن دوست تماس گرفته و تا آمدم حرفي بزنم  گفت: سلام  خانم خوش خيال! من كه به شما گفتم . ومن بدون اينكه پاسخي داشته باشم يا حوصله نوشتن چيزي و يا تلفن به مسئولي و گرفتن نظر استادي ، به اين فكر مي كردم  كه  ريشه و علت اصلي اينهمه حوادث تلخ در حوزه محيط زيست و منابع طبيعي - و البته ديگر حوزه ها- طي 4-3 سال اخير چيست ؟ علت اينكه درياچه اورميه خشك شده ؛ تالاب هامون نابود شده ؛ در گلستان پتروشيمي مي سازند و در گيلان براي ساخت آن دستور پاكتراشي 400 هكتار جنگل كهنسال را صادر مي كنند ؛ دليل اينهمه سدسازي هاي غير علمي ؛ ساخت جاده از قلب تالاب هاي ناب ميانكاله و انزلي ؛ مرگ و مير دلفين ها و جاده سازي در پارك هاي ملي و موافقت با قطع درختان آنها از جمله گلستان و صدها ماجرايي كه هر روز خبر يكي از آنها به گوشمان مي رسد .

   خيلي فكر كردم و هر چه بيشتر جست و جو كردم بيشتر به راز حكايتي پي بردم كه نمي دانم از كيست و خيلي پيشتر ها ، كجا آنرا خوانده ام : « مي گويند روزي  رييس شياطين ، با شيطان هاي كوچك جلسه اي ترتيب داده بود تا رتبه و كارنامه هر يك را تعيين كند . هر كدام از شيطان ها از عملكرد روزانه شان گفت . يكي گفت : من امروز چند آدم  را وادار به دروغگويي كردم . آن ديگري با افتخار گفت : من توانستم يكي از بندگان پاك خدا را فريب بدهم تا دست به يك سرقت محترمانه بزند  و آن ديگر شرح مفصلي از آنچه به روز چند  انسان خوب آورده بود تا در برابر وسوسه هاي شيطاني قرار از كف داده و به انواع گناه آلوده شده بودند  ارائه داد. در اين بين يكي از شيطان ها كه جثه نحيف و قيافه حق به جانبي هم داشت در حالي كه گردنش را كج كرده بود ساكت در گوشه اي نشسته بود و هيچ نمي گفت . گويي كاري درخور انجام نداده تا از آن سخن بگويد . رييس شياطين در حالي كه نگاهي عاقل اندر سفيه به او انداخته بود از او پرسيد : بگو ببينم ، تو چه كردي ؟  شيطان كوچك  تكاني به خود داد و به آرامي ، انگار كه كاري ناچيز و خورد ، انجام داده اما مجبور است در پاسخ رييسش چيزي بگويد گفت : « رييس بزرگ! من نتوانستم مثل بقيه دوستانم كار زيادي انجام دهم ؛ اما براي اينكه كاري انجام داده باشم و دست خالي به محضر شما نيايم  يك كار كردم  و آنهم اينكه " در يك شهر كوچك ، جاي آدم ها  را با هم عوض كردم. بقال را به جاي نجار گذاشتم ؛  نقاش را به جاي نانوا ؛ جاي قاضي را به تاجر سپردم و دكان تاجر را به طبيب. كشاورز را مامور بلديه و آهنگر را آشپز كردم . بعد هم به سراغ معلم رفتم تا به جاي خياط براي مردم آن شهر جامه بدوزد و در آخر مقني را به جاي حاكم گذاشتم  تا به امور مردم رسيدگي كند .  مرا ببخشيد كه نتوانستم كار مهمي انجام دهم اما قول مي دهم در روزهاي بعد جبران كنم . »

    رییس شیاطین چيني بر ابروان انداخت و با چشماني درخشان گفت : « كاري نكردي ؟ تو بزرگ ترين كار را  انجام دادي كه تاكنون به عقل هيچ شيطاني نرسیده بود. .تو مي تواني تا مدتها عنوان شاگرد اول شياطين را در كارنامه خود ثبت كني !» 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:33  توسط الهه موسوی  | 

روزنامه اعتماد-یکشنبه ۱۵ اردیبهشت ۸۷
 صفحه اجتماعی
 آخرين اقدام مربوط به ساخت جاده زرين گل که از منظر کارشناسي به نابودي جنگل باستاني ابر منتهي مي شود، درخواست رئيس فراکسيون محيط زيست مجلس در روزهاي پاياني سال 86 بود.محمدجعفر سادات موسوي پس از مشاهده مناقشات فراوان و ناتواني سازمان هاي محيط زيست و منابع طبيعي از حل مساله، از دادستان کل کشور خواست با بررسي صدمات احداث جاده فوق، مساله را حل کند. پس از آن دري نجف آبادي طي دستوري، دادستان گرگان را مکلف به پيگيري سريع موضوع کرد اما ابتداي هفته و تنها پس از گذشت يک ماه کاري از اين دستور، خبرگزاري ها اعلام کردند کميسيون زيربنايي دولت با احداث اين جاده موافقت کرده است.

------------

- شرح ماجراي درخواست تان از دادستان کل کشور درباره پرونده جاده ابر چگونه بود؟

يکي از وظايفي که دادستان موظف است انجام دهد بررسي علت اجرا يا عدم اجراي مقررات و قوانين است، به خصوص قوانين و بحث هاي بهداشتي و محيط زيستي. دادستان ها موظفند در اين خصوص، قضايا را به جد پيگيري کنند و خود آقاي دادستان هم معاونتي دارند که تاکنون در چندين مورد به مکاتبات ما رسيدگي کرده و پيگيري شان موثر بوده است. مثل بحث واردات رنگ هاي آلوده از کشور چين که در صنايع نساجي و لوازم بهداشتي مصرف مي شد و سرطان زا و حاوي مواد «بنزيدين» بود که اين مواد از جهت استاندارد لوازم بهداشتي و نساجي، مردود شده بود. در اين مورد دادستان در پاسخ به مکاتبات ما موضوع را پيگيري کرد. با معرفي ما، انبارهاي اين رنگ هاي وارداتي توقيف شد و شرکتي که بدون توجه به استانداردهاي بهداشت و سلامت آنها را گواهي مي کرد و مجوزي که در داخل داده مي شد با اقدامات دادستان کل باطل و واردات و مصرف آن متوقف شد. در اصل به اميد اينکه مرجعي قضايي حضور دارد و مي تواند فراتر از نيت و اقتدار دولت، چنين قضيه يي و آثار مخرب آن را براي جامعه و کشور بررسي کند و تناقضات آشکار قانوني آن را بررسي کند، مکاتباتي با ايشان انجام شد.

- پس از درخواست شما، دادستان گرگان مکلف شد درباره صدمات زيست محيطي طرح فوق تحقيق کند. آيا اطلاع داريد چه اقداماتي در اين راه انجام شد؟

متاسفانه هيچ اطلاعي ندارم اما به نظر مي رسد بايد دادستان هاي محترم تمام استان هاي همجوار جاده جنگل ابر در اين باره حساس باشند و اقدام کنند تا بهترين نتيجه و راهکار را ارائه کنند.
-با توجه به اين دستور دادستان کل، انتظار نمي رفت تا روشن شدن نتيجه کار، تصميمي درباره اين جاده گرفته نشود؟
کميسيون زيربنايي دولت که با ادغام و انحلال شوراهاي عالي وظايف شوراي عالي محيط زيست و برخي از ديگر شوراها را به عهده گرفته، هنوز يکي از چالش هاي بين دولت و مجلس است که اخيراً در نامه 3/2/87 رئيس مجلس خطاب به رئيس جمهور نيز به اين نکته اشاره شده است. اين جزء مواردي است که مدت هاست بين مجلس و دولت تردد مي کند و هنوز حل نشده. اينکه در مجلس هشتم با چه سرنوشتي مواجه شود، نمي دانم،

- سازمان حفاظت از محيط زيست درباره حفاظت از محيط زيست چه نقش و سهمي دارد؟

در واقع در تصميم گيري هاي محيط زيستي، همه کاره خود دولت است، چون به جاي شوراي عالي حفاظت محيط زيست تصميم مي گيرد در حالي که شوراي عالي حفاظت ترکيبي داشت که مستقل تر از تصميمات بدنه دولت بود و ضمناً بافت کارشناسي تري هم داشت. در راس کميسيون زيربنايي تنها يک وزير حضور دارد، ولي شوراي عالي حفاظت مرکب از وزراي متعددي بود؛ وزير صنايع، راه و ترابري، بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و“ بنابراين از ابعاد مختلف و متفاوتي مسائل را بررسي مي کردند و ديدگاه کارشناسي توانمندتري داشتند.

- اگر شوراي عالي حفاظت ادغام نشده بود، چنين تصميمي مي گرفت؟

قطعاً شورا نظر مخالف مي داد زيرا سازمان هاي محيط زيست و جنگل ها و مراتع هم با اين احداث مخالف بوده اند و وزارت جهاد کشاورزي هم مخالف است و ما اين نظر را به نمايندگان هم اعلام کرده ايم، چون جنگل ابر که يکي از ذخاير و زيستگاه هاي کشور است و از پربهاترين جنگل هاي دنيا تلقي مي شود با احداث اين جاده در آستانه نابودي و تخريب جدي قرار خواهد گرفت. مسلماً کميسيون زيربنايي هرگز مصوبه هيات وزيران را در سفر رئيس جمهور به استان ها نقض نمي کند چرا که بدنه خود دولت است. اما شوراي عالي حفاظت چيزي وراي اين حرف ها بود.

-خاطرم هست همان دو سال پيش هنگام ادغام شوراي عالي حفاظت محيط زيست، جناب عالي پيامدهاي ناگوار آن را براي منابع طبيعي و مناطق تحت حفاظت کشور پيش بيني و اعلام کرديد. آيا در تعامل با دولت و مجلس، اين آثار زيانبار را گوشزد نکرديد؟

من همان زمان يک نامه چهار صفحه يي به آقاي حدادعادل نوشتم و از ابتدا هم دو بار در مجلس درخواست تذکر کردم. به مجرد اينکه روشن شد در چه زمينه يي قرار است صحبت کنم به بهانه اينکه «جزء دستور جلسه نيست و ربطي به مديريت جلسه ندارد» تذکر مرا قبول نکردند.

-شما آن زمان اعلام کرديد اين ادغام ها و انحلال ها از اساس قانوني نيست.

در همان نامه چهار صفحه يي که رونوشت آن را براي مطبوعات فرستادم، مخالفت هاي قانوني را درباره اين ادغام ها و انحلال ها تذکر دادم و اعلام کردم چون اکثر شوراهاي عالي منشاء قانوني و مصوبه مجلس دارند، لذا ادغام يا انحلال آنها از سوي شوراي عالي اداري يا از طريق رئيس جمهور، خلاف قانون است. حتي به تبعات اين ادغام ها و انحلال ها هم بارها اشاره کردم که در بحث محيط زيست، به مناطق و اکوسيستم ها و مسائل شهروندان بي توجهي مي شود و بايد يک کميسيون راهبردي يا زيربنايي که در واقع همان دولت است تصميم نهايي را بگيرد. مثل اينکه خود دولت تصميم گرفته «جنگل را تخريب کنيد و جايش جاده بسازيد» حال اينکه دوباره کميسيون زيربنايي نظر بدهد چندان معنا ندارد.

- با توجه به اين مسائل، قبل از به نتيجه رسيدن پيگيري هاي دادستان کل، آيا شما راي نابهنگام کميسيون زيربنايي را پيش بيني مي کرديد؟

بالاخره ما مي دانيم تصميمي که هيات وزيران در سفر رياست جمهوري گرفته و از معبر هيات وزيران عبور کرده در نهايت با شرايطي که از وضعيت دولت و هيات وزيران سراغ داريم (در بحث کابينه و تغييرات اخير کابينه) پيش بيني مي شد که کميسيون زيربنايي در مقابل هيات دولت يا رئيس جمهور ايستادگي نمي کنند و نظر دولت را به هر شکل تاييد مي کنند.

- يعني کميسيون زيربنايي نبايد به احترام يکي از مقامات عالي قضايي يعني دادستان کل کشور يک مکث دوره يي مي کرد تا نتيجه تحقيق و بررسي هاي آنها مشخص شود؟

شايد کميسيون خواسته توپ را به زمين خود دادستاني و قوه قضائيه بيندازد و بگويد ما در چالش بين اين دو دخالت نمي کنيم؛ هيات دولت برود خودش با قوه قضائيه مذاکره و مساله را حل و فصل کند.

- نقش سازمان محيط زيست و سازمان جنگل ها در اين راي چيست و اگر اين سازمان ها از ابتدا نقش صحيح تر و يکدست تري را ايفا مي کردند و در دفاع از جنگل ابر قاطعيت بيشتري نشان مي دادند چنين اتفاقي مي افتاد؟

تمام اين موارد به عملکرد سازمان هاي محيط زيست و جنگل ها و نظر کميسيون زيربنايي دولت برمي گردد که به دليل مقهور بودن سازمان ها در برابر تشکيلات و نظريات رياست جمهوري است. در واقع عقب نشيني هاي قدم به قدم در برابر طرح هايي است که ظاهراً بايد اجرا شوند. در واقع بحث هاي کارشناسي قرباني قضاياي اداري مي شوند.

- آيا تصميمات کميسيون زيربنايي دولت قابل تغيير است؟

اين کميسيون موظف است نظرش را به دولت اعلام کند اما در ادغامي که پيش آمده و نوشته شده؛ «کليه مسووليت هاي مربوط به شوراي عالي محيط زيست به کميسيون زيربنايي دولت موکول مي شود» يک تناقض وجود دارد. کميسيون از يک سو زير نظر مجموعه دولت است و از سوي ديگر بالاتر از تصميمات و نظريه نهايي دولت که بايد آن نظريه مجدداً به کميسيون برده شود. اين يک تناقض است و چون اصل و مبناي ارجاع مصوبه شوراي عالي اداري مبناي مخدوشي است مصوبات کميسيون زيربنايي قابل ترديد و قابل خدشه است و نمي توان گفت که راي آن قابل تغيير نيست.
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 10:33  توسط الهه موسوی  | 

 

می دانم که باید از گلستان ایران بنویسم. می دانم که کلی تاخیر داشته ام . و باز می دانم که در این وبلاگ به وعده وفا نکرده ام. اما خواهش می کنم ضمن اینکه منو می بخشید به ضرورت ها نیز توجه کنید . راستی ٬ شما به عنوان یک گلستانی از اینکه ۱۲ هزار اصله درخت نادر هیرکانی بازمانده از دوران سوم زمین شناسی را که بعضی شان فقط در استان شما و در قدیمی ترین پارک ملی ایران موجودند برای ساخت یک جاده غیر کارشناسی قطع می کنند ناراحت نمی شین؟ اونم درختایی که نه تنها حیات منطقه و مردمش که زندگی ایران نیز به نوعی از اون منتفع می شه! پس منو ببخشین و متن کامل این گزارش را در

ص اجتماعی امروز روزنامه اعتماد بخوانید .

 

 

 

 عمليات قطع 12 هزار اصله درخت و تخريب پوزه هاي سنگي پارك ملي گلستان بار ديگر با روشي جديد از سوي وزارت راه  و با مجوز منابع طبيعي از سر گرفته شد .

  اين عمليات كه پيش از اين با واكنش طرفداران محيط زيست و دانشگاهيان اين حوزه روبرو شده  ومدتي نيزمسكوت مانده  و با صدور صورتجلسه هاي ضد و نقيض و گاه غير كارشناسي سازمان محيط زيست به حال خود رها شده بود ، قرار است در مسيرهاي كوچك تر و حجم تخريب به ظاهر پايين تر به انجام برسد .

    آگاهان معتقدند  اين روش مي تواند تاكتيك جديد وزارت راه با همان نتيجه  نهايي قطع 12 هزار اصله درخت باشد كه به منظور كاهش واكنش هاي مخالفان و جلب موافقت سازمان هاي محيط زيست و منابع طبيعي در قطعات كوچكتر و به صورت مرحله اي  انجام مي گيرد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 10:40  توسط الهه موسوی  |