دوست گرامي خانم يا آقاي خاك خيس:
قطعا هيچ ايراني از فضاي متشنج و بسته ايجاد شده توسط دولت كنوني راضي نيست و اتهام و افترا به افراد كه گاها همراه با خشونت نيز هست اين تاسف را شدت مي بخشد . من هم به عنوان يك ايراني و بخصوص روزنامه نگاري كه در روزنامه هاي اصلاح طلب قلم مي زند از اين فضا كه بوي خشم و خشونت و گناه و توسعه نيافتگي و خفقان و وحشت مي دهد متاسفم و بيش و پيش از بسياري از دوستان اصلاح طلب در گلستان بار آن را بر دوش كشيده ايم كه تنها به ذكر چند نمونه آن بسنده مي كنم : 1- امروز در يك گردهمايي كه به همت كانون عالي گسترش فضاي سبز و حفظ محيط زيست ايران برگزار شد از بنده و 3 تن از روزنامه نگاران عرصه محيط زيست تجليل شد . قرار بود بانك كشاورزي اسپانسر اين برنامه باشد اما روابط عمومي اين بانك به يكي از دوستان گفت كه اگر اسم موسوي – جمشيدي – خورسند و قاسميان كه در روزنامه هاي اصلاح طلب كار مي كنند را در ليست گيرندگان جوايز نياوريد مي توانيم اسپانسر شما شويم .......
2- هر گاه به عنوان روزنامه نگار براي بيمه و .....به وزارت خانه هاي كار و ادارات بيمه مراجعه مي كنيم به محض عنوان شدن اينكه در اعتماد كار مي كنيم به جاي درست شدن كار طي يك ماه گاه تا 3-4 ماه پله هاي اين ادارات را بالا و پايين مي رويم .......
3- همسر من كه سردبير سايت سخنگوي دولت اقاي خاتمي بودند درست هنگامي كه نتايج انتخابات رييس جمهوري اعلام شد با آگاهي از شرايط امروز از اين سمت استعفا داد و ماند بسياري از عزيزان به اصطلاح اصلاح طلب كه نان را به نرخ روز مي خورند تا بمانند برخورد نكرد . حتي با داشتن 15 سال سابقه كار در روزنامه همشهري و رسمي بودن در اين نهاد به خاطر عدم تطابق فكري و سياسي خودش را بازخريد كرد و عطاي كار با اين گراميان را به لقايش بخشيد.
ديگر از انواع نامهرباني ها و مشكلات حرفه اي و سياسي كه دائما با آن سر و كار داريم نمي گويم . اما دوست گرامي عرض من اصلا دفاع از برخوردهاي غير اخلاقي اين دوستان با اقاي نورمفيدي و طيف ايشان نبود . من وقتي اطلاعيه آنها را در مجلات استان خواندم متاسف شدم و البته تعجب كردم كه اينها هنوز از تاريخ عبرت نگرفته اند . حتي شخص دكتر محمدي بعد از خواندن اطلاعيه فوق گفتند كه چنين برخورد هايي جاي شگفتي و تاسف دارد . اما عرض من اين بود :
شايد براي طيف ايت الله اين برخوردهاي حذفي جديد باشد اما براي بسياري از دگرانديشان گرگان مانند بچه هاي محمدي بسيار عادي است . هنوز يادمان نرفته كه در آن شهر چگونه در مراسم نماز جمعه مراسمي كه بايد مركز وفاق ديني و ملي باشد بر عليه نماينده قانوني مجلس شعار مي دادند . باور كنيد هنوز طنين صداي آنها در گوشم است : مرگ بر آمريكا . مرگ بر شوروي . مرگ بر منافق و امتي و محمد محمدی...
ومتاسفم كه حتي يكبار آيت الله نه تنها به آنها گوشزد نكرد كه حد اقل به قانون اساسي كه اين نماينده به آن سوگند ياد كرده و به شوراي نگهباني كه اعتبارنامه اين نماينده را –هرچند با مكث- تاييد كرده احترام بگذاريد و فحاشي نكنيد . اما ايشان نه تنها سكوت كردند و متاسفانه سكوتشان درست يا نا درست تعبير به رضايت شد بلكه به اطرافيانشان اجازه صدها عمل غير اخلاقي ديگر را نيز دادند .
هنوز به خاطر دارم چه بسيار كنكوري ها كه به خاطر طرفداري پدر مادرهايشان از دكتر محمدي رد شدند . چه بسيار افرادي كه از گزينش رد شدند و ......و معلوم نبود اگر بسياري ديگر از گرگان بيرون نمي آمدند و در تهران و يا شهرهاي بزرگ ديگر ادامه تحصيل نمي دادند امروز چه سرنوشتي داشتند .
حرف من اين نيست كه كار اصول گرايان درست است بلكه مي گويم " كسي كه باد بكارد طوفان درو مي كند " .
يكي از دلايل مخالفت امام علي با كشتن عثمان همين بود . ايشان مي گفت: خليفه كشي راه نيندازيد كه خشونت رسم مي شود" و همين طور هم شد . آيا مي دانيد علي پسرانش را بر در خانه عثمان به عنوان نگهبان گذاشته بود تا از ورود مخالفان خشمگين جلوگيري كنند؟ حال شما ببينيد كه آيت الله چه كرد ؟ ايستاد . سكوت كرد . همراهي كرد و لبخند زد و اصلا فكرش را هم نكرد كه روزي شخصي به نام خاتمي بگويد : " زنده باد مخالف من " و ايشان و بسياري ديگر در آن ديار هم ناچار به تاييد اين شعار شوند.
به هر حال حرفهايم طولاني شد هر چند تمام نشد . خيلي مايلم خدمت آيت الله برسم و به خودشان اينرا بگويم . و هر چند مي دانم ايشان هرگز امثال مرا به حضور نمي پذيرند .
در پايان توضيحي درباره بحث جنگل ها بدهم كه به آن اشاره كرده بودم . اتفاقا من هم معتقدم به هيچ عنوان اين برخوردهاي اصول گرايان از موضع احياي حقوق زيست محيطي مردم ناشي نمي شود كه آن طيف نيز خود صاحب پرونده هاي بسياري در اين زمينه است . اگر در استان گلستان به دليل حاكم نبودن، پرونده جنگل ها مال جناح اصول گرايان نيست در استان هاي ديگر مانند مازندران ، گيلان و بسياري از ديگر نقاط ايران فراوان از اين دست تخلف ها دارد .
به هر حال ما براي هر دو طيف آرزوي آرامش و سعه صدر و براي آيت الله نورمفيدي كه به لحاظ نظري بسيار به او نزديك تر هستيم نيز اميد سربلندي و صبوري داريم ؛ اما هيچيك از اينها باعث نمي شود كه خطاهاي سياسي و اجتماعي ايشان طي سه دهه را فراموش كنيم كه اگر ما نيز چنين كنيم ، تاريخ اينكار را نخواهد كرد كه به قول بزرگان " قانونمندي هاي تاريخ عوض شدني نيستند .
اما تمام حرفم این است که اینها نتیجه روش هایی است که خود ایشان و طیفشان برپا کرده اند . امیدوارم خداوند به هر جریانی که حاکم می شود انصافی بدهد که مانند برادران طاهری برخورد نکنند .




گروه اجتماعي ،الهه موسوي؛موافقت کميسيون زيربنايي دولت با «احداث جاده زرين گل» در محور شيرين آباد به ابر در شرق استان گلستان با وجود تمام مخالفت هاي انجام گرفته از سوي کارشناسان، حرکت عليه برنامه چهارم توسعه اقتصادي - اجتماعي محسوب مي شود. همانجا که اين برنامه تاکيد مي کند حفظ زيستگاه ها و مناطق حساس وظيفه دولت و سازمان محيط زيست است. اين تاکيد در چند اصل اين برنامه تکرار شده است؛ اما تامين منافع عده يي خاص در موضوع احداث جاده ابر باعث شد تا دولت مجدداً با اين طرح موافقت کند. هرچند تاکيد مديرکل محيط زيست سمنان اين بود که «مصوبه دولت درباره جاده ابر تفسير به راي شده» و مصوبه فوق تنها ارتقاي راه موجود بوده نه ايجاد راه جديد؛ اما به هرحال مناقشات پيش آمده، تفاسير جديدي را نيز در پي خود آورد که دکتر معصومه ابتکار رئيس سازمان محيط زيست در دولت خاتمي و عضو کنوني شوراي شهر تهران به سوال هاي اعتماد در اين باره پاسخ داد.